برکشایر هاثاوی«برکشایر هاثاوی» ثابت کرده بود که دستیابیوکار پرچالشی میباشد و ادامه دادنش طاقت فرسا. طی بیست سال، بافت به یار و همدم «کن چیس» (Ken Chase)، رئیس این دسته نساجی بهمشقت کوشیدند اوضاع و احوال صنعت های نساجی ناحیه نیو انگلند را متحول نمایند. نتیجه ها ناامیدکننده بود. نفع بهرنج به اعداد دو رقمی مشاوره کسب و کار در مشهد می سید.
بافت بهوضوح گفته بود که توقع دارد این مجموعه نساجی با تزریق سرمایه خیرچندان زیاد به نفع مثبت رسد. بافت میاعلامکرد: «اینجانب یک کسب و کار را که از حد معمول معدودخیس فایده میدهد تنها به خیال و خاطر افزودن یکی (کنایه به ارقام منفعت) به نفع کلی تعطیل مشاوره استارتاپ در مشهد نمی کنم.
بهعلاوه به نظرم حتی برای یک کمپانی پرسودده هم صحیح وجود ندارد در موضوعای پول تزریق نماید که دیدهانداز آن کاملا از دست رفتن سرمایه میباشد. «آدام اسمیث» (فیلسوف پیشقدم در اقتصاد سیاسی) با نصیب نخستین کلامهای اینجانب مخالفت خواهد کرد و «کارل مارکس» (فیلسوف) هم نصیب دوم آن را رد مینماید. حد اواسط، جایی میباشد که شم راحتی میکنم.»
buffet
در حالی که برکشایر هاثاوی به دههی ۸۰ میلادی وارد میشد بافت به یکسری حقایق پی می برد. نخستین، طبیعت صنعت های نساجی سبب ساز گردیده دستیابی به نفع بالا بدور از دسترس باشد. منسوجات بهنوعی کالای نپخته به اکانت می آیند و از این منظر رقابت دراین صنعت دشوار میباشد. کمپانیهای فرنگی با پرسنل ارزان ارزشها را ذیل می آورند و به تبع آن لبهی فایده هم نادر میشود. دوم، برای ماندن در گردونهی رقابت، کمپانی مستلزم اخذ مقادیر سنگین سرمایه میباشد؛ دیدهاندازی که در وضعیت تورمی آن مجال ترسناک بود در شکل نفع ناچیز، فاجعه میشد.
در گزارش هر سالهی ۱۹۸۰ مشخص و معلوم شد که بعدیی خیر معطل این مجموعه نساجی وجود ندارد. در به عبارتی سال ،مجموعه با طوماری رییس هیات مدیره صلابت خویش را هم از دست بخشید. در طوماری سال آنگاه حتی اشارهای هم به این شرکتی نساجی نشد. بافت بهمجبور در ژوئیهی ۱۹۸۵ پروندهی تیم نساجی را بست و به یک کسب و کار کهن که بیشتراز صد سال دوام آورده بود خاتمه اعطا کرد. صرفحیث از حادثه بدی که برای دسته نساجی زمینخورد، این تجارب یک باخت بدون نقص هم عدم وجود. اولیه، بافت درس مهمی درخصوص به هم ریختن وضع و اوضاع کمپانیهای چندین گروهای خاطر گرفت: این موسسهها بهندرت غالب می شوند. دوم، گروهی نساجی آنان در سالهای نخستین به اندازهی کافی درآمد ساخت کرده بود که بشود با آن یک کمپانی بیمه را خرید، کهاین هم خویش روایت جالبی داراست.
برکشایر هاثاوی«برکشایر هاثاوی» ثابت کرده بود که دستیابیوکار پرچالشی میباشد و ادامه دادنش طاقت فرسا. طی بیست سال، بافت به یار و همدم «کن چیس» (Ken Chase)، رئیس این دسته نساجی بهمشقت کوشیدند اوضاع و احوال صنعت های نساجی ناحیه نیو انگلند را متحول نمایند. نتیجه ها ناامیدکننده بود. نفع بهرنج به اعداد دو رقمی مشاوره کسب و کار در مشهد می سید.
بافت بهوضوح گفته بود که توقع دارد این مجموعه نساجی با تزریق سرمایه خیرچندان زیاد به نفع مثبت رسد. بافت میاعلامکرد: «اینجانب یک کسب و کار را که از حد معمول معدودخیس فایده میدهد تنها به خیال و خاطر افزودن یکی (کنایه به ارقام منفعت) به نفع کلی تعطیل مشاوره استارتاپ در مشهد نمی کنم.
بهعلاوه به نظرم حتی برای یک کمپانی پرسودده هم صحیح وجود ندارد در موضوعای پول تزریق نماید که دیدهانداز آن کاملا از دست رفتن سرمایه میباشد. «آدام اسمیث» (فیلسوف پیشقدم در اقتصاد سیاسی) با نصیب نخستین کلامهای اینجانب مخالفت خواهد کرد و «کارل مارکس» (فیلسوف) هم نصیب دوم آن را رد مینماید. حد اواسط، جایی میباشد که شم راحتی میکنم.»
buffet
در حالی که برکشایر هاثاوی به دههی ۸۰ میلادی وارد میشد بافت به یکسری حقایق پی می برد. نخستین، طبیعت صنعت های نساجی سبب ساز گردیده دستیابی به نفع بالا بدور از دسترس باشد. منسوجات بهنوعی کالای نپخته به اکانت می آیند و از این منظر رقابت دراین صنعت دشوار میباشد. کمپانیهای فرنگی با پرسنل ارزان ارزشها را ذیل می آورند و به تبع آن لبهی فایده هم نادر میشود. دوم، برای ماندن در گردونهی رقابت، کمپانی مستلزم اخذ مقادیر سنگین سرمایه میباشد؛ دیدهاندازی که در وضعیت تورمی آن مجال ترسناک بود در شکل نفع ناچیز، فاجعه میشد.
در گزارش هر سالهی ۱۹۸۰ مشخص و معلوم شد که بعدیی خیر معطل این مجموعه نساجی وجود ندارد. در به عبارتی سال ،مجموعه با طوماری رییس هیات مدیره صلابت خویش را هم از دست بخشید. در طوماری سال آنگاه حتی اشارهای هم به این شرکتی نساجی نشد. بافت بهمجبور در ژوئیهی ۱۹۸۵ پروندهی تیم نساجی را بست و به یک کسب و کار کهن که بیشتراز صد سال دوام آورده بود خاتمه اعطا کرد. صرفحیث از حادثه بدی که برای دسته نساجی زمینخورد، این تجارب یک باخت بدون نقص هم عدم وجود. اولیه، بافت درس مهمی درخصوص به هم ریختن وضع و اوضاع کمپانیهای چندین گروهای خاطر گرفت: این موسسهها بهندرت غالب می شوند. دوم، گروهی نساجی آنان در سالهای نخستین به اندازهی کافی درآمد ساخت کرده بود که بشود با آن یک کمپانی بیمه را خرید، کهاین هم خویش روایت جالبی داراست.

مدیریت چه کسی است و مدیر تجارت چیست؟